سيد جعفر سجادى

1476

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

آفتاب از آسمان پيدا نمود * چشم نابينا نمىبيند چه سود اى كه چشمت را بمعنى نور نيست * نزد حق شو حق ز بنده دور نيست او بما از ما بما نزديكتر * داند آن كس كو ز خود دارد خبر بعضى گويند : قرب عبارت از سير قطره است بجانب دريا و وصول به مقصود حقيقى و اتصاف بصفات الهى است . ( از شرح گلشن راز ص 30 ) و بعضى گويند : قرب استغراق وجود سالك است در عين جمع بغيبت از جميع صفات خود . ( از مصباح الهدايه ص 417 ) قرب بىبالا و پستى رفتن است * قرب حق از جنس هستى رستن است و قرب از احوال بنده‌ايست كه بقلب خود نزديك شود و مانند ساير احوال است . ( از شرح كلمات بابا ص 13 ) و بعضى گويند قرب عبد به حق بواسطهء مكاشفة و مشاهده است . و بعضى گويند قرب عبارت از انقطاع از ما سوى الله است و قرب بر دو قسم است يكى قرب نوافل كه زوال صفات بشريت است و ظهور صفات الوهيت بر بشر و ديگر قرب فرائض كه فناء عبد است كلا از شعور به تمام موجودات حتى نفس خود و نماند او را مگر وجود حق . ( از كشاف ص 1164 ) شاه نعمت اللّه گويد : قرب عبارت از وفاء بعهد سابق است كه ميان حق و بنده است . اول درجهء قرب قرب طاعت است و اتصاف در همهء اوقات بعبادت است . ( از رساله قشيريه ص 42 ) برخى از تركيبات : قرب زمانى ، قرب مكانى ، قرب صفتى ، مجالس قرب ، نسيم قرب ، مذلت قربت ، دولت قربت ، خلعت قربت ، درجهء قرب ، بزم قربت ، مجمر قربت ، منزلگاه قرب ، چهار بالش قرب ، شب قرب و كرامت . قُربان - ( فقهى و عرفانى ) قربانى كردن كه اغلب كشتن حيوانات بوده است إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ يعنى خداوند قربانى يكى از فرزندان آدم را كه هابيل بود پذيرفت و از آن دگر را نه كه سبب دشمنى هابيل شد با قابيل . در نزد اهل ذوق كنايت از كشتن نفس اماره و سركش است و قهرا ايثار مال و كشتن حيوانات هم ميتواند نمودار مخالفت با نفس اماره باشد يعنى تناسبى بين توجيه كلامى و فقهى قربانى و بين توجيه عرفانى آن وجود دارد . قَرْض - ( اصطلاح فقهى ) بفتح قاف و گاه بكسر آيد در لغت قطع باشد و استقراض طلب قرض باشد و در اصطلاح شرع آن باشد كه شخصى مال و متاع با قيمتى از باب تفضل به ديگرى بدهد كه در ذمه او باشد در مدت معينى كه در موقع خاص بعينه برگرداند . از قرض مدح و ستايش بسيار در شريعت شده است و البته قرض الحسنه . و سود و ربح حرام است ، قرض از عقود جايز است از دو طرف صيغهء ايجاب « اقرضتك او